سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

180

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و بنابر آنچه ما اختيار كرده و گفتيم خياط حق شكافتن و جدا كردن نخ از پارچه را دارد اگر در وقت درآوردن نخها مالك از وى درخواست نمود كه كه اجازه دهد به نخ وى نخى را گره زند كه بدنبال درآمدن نخ خياط از بخيّه‌هاى لباس نخ وى بجاى آن قرار بگيرد بر خياط لازم نيست كه درخواست وى وى را اجابت كند زيرا گره زدن به نخ خيّاط خود تصرف در مال او است كه بدون رضايتش شرعا جايز نمىباشد چنانچه اگر مالك از وى درخواست كند نخها را بيرون نياورد و پول و قيمتش را بگيرد بر او واجب نيست بپذيرد . قوله : و ليس له فتقه : ضمير در [ له ] باجير و در [ فتقه ] به قماش و ثوب راجعست . قوله : اذ لا عين له ينزعها : ضمير رد [ له ] باجير راجع بوده و در [ ينزعها ] به عين عود مىكند . قوله : فالاقوى انّ له نزعها : ضمير در [ له ] به اجير و در [ نزعها ] به خيوط عود مىكند . قوله : و وجه المنع استلزامه : ضمير مجرورى در [ استلزامه ] به نزاع راجعست . قوله : ان يشدّ فى طرف كل خيط منها : كلمه [ ان يشدّ ] يعنى اينكه گره بزند و ضمير در [ منها ] به خيوط عود مىكند . قوله : لتصير خيوطه : يعنى خيوط مالك . قوله : اذا سلّها : كلمه [ سلّ ] يعنى جدا كرد و ضمير فاعلى آن بخياط و ضمير مفعولى به خيوط عود مىكند . قوله : لم يجب اجابته : يعنى اجابت مالك .